تجربه کاربری (UX) چیست؟ تفاوت با UI، مراحل طراحی و مثال کاربردی

کاور مقاله تجربه کاربری (UX) چیست؟ تفاوت با UI، مراحل طراحی و مثال کاربردی
تجربه کاربری چیست؟ تجربه کاربری یا UX به برداشت و واکنش افراد نسبت به استفاده از یک محصول یا خدمت مربوط می‌شود و تنها به ظاهر یک صفحه وب محدود نیست. ممکن است سایتی طراحی مرتب و دکمه‌های واضحی داشته باشد، اما کاربر برای پیدا کردن اطلاعات دوره، مقایسه پیش‌نیازها یا تکمیل ثبت‌نام با مشکل روبه‌رو شود. در چنین موقعیتی باید بررسی کرد مانع از رابط کاربری، ترتیب اطلاعات یا مسیر انجام کار ناشی شده است. در این مقاله تفاوت کاربردی UX، UI و کاربردپذیری را توضیح می‌دهیم، عوامل اثرگذار بر تجربه سایت و مراحل طراحی تجربه کاربری را مرور می‌کنیم و سپس با یک سناریوی فرضی از انتخاب دوره تا ثبت‌نام پیش می‌رویم. در پایان می‌آموزید چگونه یک مشکل احتمالی را از علت فرضی آن جدا کنید، برای بررسی آن شواهد مناسب بخواهید و نتیجه اصلاح را با معیارهای مرتبط بسنجید.
()

تجربه کاربری (UX) به برداشت کاربر از تعامل با یک محصول یا خدمت مربوط است؛ نه فقط ظاهر صفحه‌ای که می‌بیند. ممکن است وارد سایتی شوید که طراحی مرتب و دکمه‌های مشخصی دارد، اما برای پیدا کردن یک دوره مناسب، بررسی پیش‌نیازها یا رسیدن به مرحله ثبت‌نام چند بار مسیرتان را عوض کنید. در چنین وضعیتی، مسئله لزوماً رنگ یا چیدمان نیست؛ شاید ترتیب اطلاعات یا مراحل انجام کار با نیاز شما هماهنگ نباشد.

در این مقاله بررسی می‌کنیم تجربه کاربری چیست، چه تفاوتی با رابط کاربری (UI) و کاربردپذیری دارد و چه عواملی بر آن اثر می‌گذارند. سپس مراحل طراحی UX را مرور می‌کنیم و با مثال یک سایت آموزشی فرضی، مسیر پیدا کردن دوره تا ثبت‌نام را دنبال می‌کنیم. هدف این است که بتوانید میان مشکل ظاهری رابط و مانع موجود در مسیر کاربر تفاوت بگذارید، برای علت احتمالی مشکل شواهد مناسب بخواهید و اصلاح آگاهانه‌تری پیشنهاد کنید.

 

 

تجربه کاربری (UX) چیست؟

تجربه کاربری (User Experience یا UX) به برداشت‌ها، احساسات و واکنش‌هایی گفته می‌شود که فرد هنگام استفاده یا حتی در انتظار استفاده از یک محصول یا خدمت تجربه می‌کند. در یک وب‌سایت، تجربه کاربری فقط به اتفاقاتی که روی صفحه می‌افتد محدود نیست؛ بلکه از انتظارات کاربر پیش از ورود به سایت شروع می‌شود، در طول تعامل با آن شکل می‌گیرد و حتی پس از پایان استفاده ادامه پیدا می‌کند.

برای درک بهتر، فرض کنید دانشجویی می‌خواهد زمان جلسه بعدی یک دوره آموزشی را در یک سامانه پیدا کند. او پیش از ورود انتظار دارد برنامه کلاس‌ها به‌راحتی در دسترس باشد. هنگام استفاده، باید بتواند بخش مربوط به دوره خود را پیدا کند، تاریخ و ساعت جلسه را درست تشخیص دهد و مطمئن شود اطلاعاتی که می‌بیند معتبر و مربوط به همان دوره است. پس از خروج نیز باید احساس اطمینان داشته باشد که زمان کلاس را اشتباه متوجه نشده است.

حالا اگر ظاهر این سامانه زیبا و مرتب باشد، اما دانشجو برای پیدا کردن برنامه کلاس‌ها سردرگم شود یا نتواند از درستی اطلاعات مطمئن شود، نمی‌توان صرفاً به دلیل ظاهر مناسب، تجربه کاربری آن را مطلوب دانست.

البته تجربه کاربری فقط به سریع‌تر یا ساده‌تر انجام شدن کارها هم خلاصه نمی‌شود. انتظارات، توانایی‌ها، تجربه‌های قبلی و شرایط استفاده هر فرد می‌توانند بر برداشت او تأثیر بگذارند. برای مثال، مسیری که برای یک کاربر باتجربه کاملاً روشن است، ممکن است برای کسی که نخستین بار وارد همان سامانه می‌شود، مبهم باشد.

بنابراین، برای بررسی تجربه کاربری یک صفحه وب، پرسش اصلی فقط این نیست که «آیا صفحه ظاهر خوبی دارد؟»؛ باید ببینیم کاربر با چه هدفی وارد صفحه شده، در مسیر رسیدن به هدفش چه تجربه‌ای دارد و در پایان تا چه اندازه توانسته نیاز خود را برطرف کند.

 

 

تفاوت تجربه کاربری (UX)، رابط کاربری (UI) و کاربردپذیری چیست؟

تفاوت اصلی رابط کاربری (UI) و تجربه کاربری (UX) در محدوده‌ای است که هرکدام بررسی می‌کنند. رابط کاربری به عناصر و شیوه تعامل کاربر با محصول مربوط می‌شود، درحالی‌که تجربه کاربری تمام مسیر رسیدن به هدف و برداشت کاربر از آن تجربه را در بر می‌گیرد. کاربردپذیری (Usability) نیز مشخص می‌کند استفاده از محصول برای کاربران مشخص، با اهداف و شرایط معین، تا چه اندازه اثربخش، کارآمد و رضایت‌بخش است.

برای روشن‌تر شدن این تفاوت، هر مفهوم را از زاویه یک پرسش بررسی کنیم:

مفهومپرسش اصلی
رابط کاربری (UI)کاربر با چه عناصر و کنترل‌هایی روبه‌رو می‌شود و چگونه با آن‌ها تعامل می‌کند؟
تجربه کاربری (UX)کاربر در مجموع مسیر تعامل با محصول، از انتظار اولیه تا نتیجه نهایی، چه تجربه‌ای دارد؟
کاربردپذیری (Usability)آیا کاربر می‌تواند در شرایط مشخص، وظیفه خود را درست، با تلاش متناسب و رضایت انجام دهد؟

برای مثال، فرض کنید وارد صفحه معرفی یک دوره آموزشی شده‌اید. عنوان دوره خواناست، اطلاعات در بخش‌های منظمی نمایش داده می‌شوند و دکمه «ثبت‌نام» به‌وضوح دیده می‌شود. این موارد به طراحی رابط کاربری مربوط‌اند؛ زیرا با نحوه ارائه اطلاعات و عناصر تعاملی صفحه سروکار دارند.

اما پس از انتخاب دکمه ثبت‌نام، متوجه می‌شوید که برای ادامه باید چند فرم طولانی را تکمیل کنید و تا مرحله آخر نیز از شرایط پرداخت اطلاع ندارید. در این حالت، حتی اگر ظاهر تمام فرم‌ها مناسب باشد، مسیر ثبت‌نام ممکن است تجربه نامطلوبی ایجاد کند. مسئله دیگر فقط ظاهر دکمه‌ها و فرم‌ها نیست؛ بلکه به ترتیب مراحل، زمان ارائه اطلاعات و انتظارات کاربر هم مربوط می‌شود.

حالا از دید کاربردپذیری به همین مسیر نگاه کنیم. پرسش این است که آیا کاربر می‌تواند ثبت‌نام را با موفقیت تکمیل کند؟ آیا برای رسیدن به نتیجه ناچار به انجام مراحل غیرضروری است؟ آیا در پایان از نتیجه کار رضایت دارد؟ پاسخ به این پرسش‌ها به بررسی رفتار کاربران در شرایط مشخص نیاز دارد؛ صرفاً با مشاهده ظاهر صفحه نمی‌توان درباره میزان کاربردپذیری آن نتیجه قطعی گرفت.

البته این سه مفهوم کاملاً جدا از یکدیگر نیستند. برای مثال، اگر متن دکمه ثبت‌نام خوانایی کافی نداشته باشد، با مسئله‌ای در رابط کاربری روبه‌رو هستیم که می‌تواند کاربردپذیری را کاهش دهد و در نهایت بر تجربه کاربر نیز تأثیر بگذارد.

بنابراین، هنگام بررسی یک سایت نباید هر مشکل را صرفاً به UI یا UX نسبت دهیم. بهتر است ابتدا مشکل قابل‌مشاهده را مشخص کنیم، سپس بررسی کنیم چه بخشی از رابط یا مسیر تعامل ممکن است در ایجاد آن نقش داشته باشد. این نگاه کمک می‌کند به‌جای تغییر دادن ظاهر صفحه بدون شناخت مسئله، برای اصلاح آن تصمیم دقیق‌تری بگیریم.

اگر می‌خواهید عناصر بصری و تعاملی صفحات را دقیق‌تر بشناسید، مقاله رابط کاربری چیست؟ در بیت‌آموز این موضوع را به‌صورت مستقل توضیح می‌دهد.

 

 

چه عواملی تجربه کاربری یک سایت را شکل می‌دهند؟

تجربه کاربری یک سایت به یک ویژگی مشخص، مثل زیبایی صفحات یا سادگی منوها، وابسته نیست. مجموعه‌ای از عوامل تعیین می‌کنند که کاربر چقدر راحت می‌تواند نیاز خود را برطرف کند و چه برداشتی از تعامل با سایت داشته باشد. این عوامل به یکدیگر وابسته‌اند؛ ممکن است سایتی سریع و خوش‌ظاهر باشد، اما به دلیل سازمان‌دهی نامناسب اطلاعات یا نامشخص بودن مراحل انجام کار، تجربه رضایت‌بخشی ایجاد نکند.

برای شناخت بهتر این موضوع، می‌توان عوامل مؤثر بر تجربه کاربری سایت را در چهار بخش بررسی کرد.

 

نیاز و هدف کاربر

نقطه شروع یک تجربه کاربری مناسب، شناخت کاری است که کاربر می‌خواهد انجام دهد. افراد همیشه با یک هدف یکسان وارد سایت نمی‌شوند؛ یک نفر به دنبال پاسخ یک سؤال است، دیگری می‌خواهد محصولات را مقایسه کند و فردی دیگر قصد خرید یا ثبت‌نام دارد.

برای مثال، دو نفر ممکن است وارد صفحه یک دوره آموزشی شوند. نفر اول می‌خواهد بداند این دوره برای سطح دانش او مناسب است یا نه؛ نفر دوم تصمیم خود را گرفته و فقط به دنبال شرایط ثبت‌نام است. اگر صفحه فقط روی معرفی مزایای دوره تمرکز کند و پیش‌نیازها یا اطلاعات ثبت‌نام را به‌خوبی در دسترس قرار ندهد، ممکن است نیاز هیچ‌کدام را به‌طور کامل پاسخ ندهد.

شرایط استفاده نیز اهمیت دارد. فردی که با تلفن همراه و اینترنت ضعیف وارد سایت می‌شود، ممکن است با موانعی مواجه شود که برای کاربر رایانه و اینترنت پایدار وجود ندارند. به همین دلیل، طراحی تجربه کاربری باید علاوه بر هدف افراد، شرایط و محدودیت‌های استفاده آن‌ها را نیز در نظر بگیرد.

 

سازمان‌دهی اطلاعات و مسیریابی

حتی زمانی که تمام اطلاعات موردنیاز در سایت وجود دارند، نحوه دسته‌بندی و ارتباط آن‌ها می‌تواند پیدا کردن پاسخ را آسان یا دشوار کند. این موضوع با معماری اطلاعات (Information Architecture یا IA) ارتباط دارد؛ یعنی چگونگی سازمان‌دهی، نام‌گذاری و ارتباط بخش‌های مختلف محتوا به شکلی که کاربران بتوانند اطلاعات موردنظرشان را پیدا کنند.

فرض کنید یک سایت آموزشی ده‌ها دوره دارد، اما دسته‌بندی مشخصی برای موضوعات و سطح دوره‌ها در نظر نگرفته است. در چنین شرایطی، کاربر ممکن است برای پیدا کردن آموزش مناسب مجبور شود صفحات متعددی را بررسی کند؛ درحالی‌که اطلاعات لازم از ابتدا در سایت وجود داشته‌اند.

علاوه بر دسته‌بندی، ترتیب ارائه اطلاعات در هر صفحه نیز مهم است. اگر کاربر برای فهمیدن پیش‌نیازهای یک دوره مجبور باشد از چند بخش نامرتبط عبور کند، ساختار محتوا با نیاز او هماهنگ نیست.

بنابراین، معماری اطلاعات فقط به طراحی منو محدود نمی‌شود؛ نام‌گذاری بخش‌ها، ارتباط صفحات و اولویت نمایش محتوا نیز در مسیریابی کاربر نقش دارند.

 

عملکرد، قابلیت استفاده و دسترس‌پذیری

ساختار مناسب به‌تنهایی کافی نیست؛ سایت باید هنگام تعامل نیز عملکرد قابل‌اتکایی داشته باشد. سرعت بارگذاری، پاسخ‌گویی به اقدام‌های کاربر و پایداری صفحه از عواملی هستند که می‌توانند بر تجربه استفاده تأثیر بگذارند.

برای مثال، اگر کاربر هنگام تکمیل فرم ثبت‌نام روی دکمه ادامه کلیک کند، اما صفحه برای مدتی واکنشی نشان ندهد، ممکن است نداند درخواست او ثبت شده است یا نه. همچنین جابه‌جایی ناگهانی عناصر هنگام بارگذاری می‌تواند باعث شود کاربر به‌اشتباه گزینه دیگری را انتخاب کند.

در کنار عملکرد فنی، دسترس‌پذیری (Accessibility) نیز اهمیت دارد. سایت باید تا حد امکان برای افرادی با توانایی‌ها و شیوه‌های تعامل متفاوت قابل استفاده باشد. برای نمونه، کسی که نمی‌تواند از ماوس استفاده کند، باید بتواند با صفحه‌کلید به قابلیت‌های اصلی سایت دسترسی داشته باشد. محتوای متنی، ساختار صفحه و کنترل‌های تعاملی نیز باید با نیازهای کاربران دارای معلولیت سازگار باشند.

در نتیجه، تجربه کاربری مناسب زمانی شکل می‌گیرد که کاربر نه‌تنها مسیر انجام کار را بشناسد، بلکه بتواند آن مسیر را با امکانات و شرایط خود طی کند.

 

اعتماد، بازخورد و احساس کاربر

تجربه کاربری علاوه بر انجام وظایف، به برداشتی که کاربر از تعامل با سایت پیدا می‌کند نیز مربوط است. شفافیت اطلاعات، قابل‌پیش‌بینی بودن رفتار سیستم و دریافت بازخورد مناسب می‌توانند به شکل‌گیری احساس اطمینان کمک کنند.

برای مثال، در صفحه ثبت‌نام یک دوره، مشخص بودن هزینه، شرایط دسترسی و مراحل پرداخت به کاربر کمک می‌کند با آگاهی بیشتری تصمیم بگیرد. اگر این اطلاعات مبهم باشند یا درست پیش از پرداخت نمایش داده شوند، ممکن است کاربر نسبت به فرایند ثبت‌نام تردید پیدا کند.

بازخورد سیستم نیز بخشی از همین تجربه است. پس از ارسال موفق فرم، نمایش پیام تأیید روشن می‌کند که اقدام کاربر چه نتیجه‌ای داشته است. در مقابل، اگر خطایی رخ دهد اما دلیل آن مشخص نباشد، کاربر ممکن است نداند باید کدام قسمت را اصلاح کند.

البته نمی‌توان تنها از روی ظاهر صفحه نتیجه گرفت که کاربران واقعاً احساس اعتماد، رضایت یا سردرگمی دارند. این برداشت‌ها باید با توجه به رفتار و بازخورد خود کاربران بررسی شوند.

در مجموع، این چهار عامل نشان می‌دهند که تجربه کاربری حاصل هماهنگی میان نیاز کاربر، ساختار اطلاعات، عملکرد سایت و کیفیت تعامل است. ضعف در هرکدام می‌تواند بر نتیجه نهایی اثر بگذارد؛ حتی اگر سایر بخش‌ها به‌خوبی طراحی شده باشند.

 

 

مراحل طراحی تجربه کاربری چگونه است؟

طراحی تجربه کاربری فرایندی است که از شناخت نیازها و مشکلات کاربران آغاز می‌شود و با طراحی راه‌حل، ارزیابی و اصلاح آن ادامه پیدا می‌کند. هدف این فرایند آن است که تصمیم‌های طراحی فقط بر اساس سلیقه یا حدس طراح گرفته نشوند، بلکه تا جای ممکن بر شناخت کاربران و شواهد به‌دست‌آمده از تعامل آن‌ها با محصول تکیه داشته باشند.

برای اجرای این فرایند می‌توان از پنج مرحله زیر استفاده کرد. البته این مراحل همیشه به‌صورت خطی پیش نمی‌روند؛ ممکن است نتیجه ارزیابی یک طرح نشان دهد که باید دوباره به شناخت مسئله یا بررسی نیازهای کاربران برگردیم.

 

۱. شناخت کاربران و تعریف مسئله

پیش از طراحی هر صفحه، باید مشخص شود چه کسانی قرار است از آن استفاده کنند، چه هدفی دارند و برای رسیدن به هدفشان با چه موانعی روبه‌رو می‌شوند.

برای شناخت این موضوع می‌توان از روش‌هایی مانند مصاحبه با کاربران، مشاهده نحوه انجام کارها و بررسی بازخوردهای موجود استفاده کرد. انتخاب روش مناسب به نوع پروژه، میزان دسترسی به کاربران و پرسشی بستگی دارد که می‌خواهیم به آن پاسخ دهیم.

برای مثال، اگر قرار است تجربه ثبت‌نام در یک سایت آموزشی بهبود پیدا کند، ابتدا باید بفهمیم کاربران هنگام انتخاب دوره و ثبت‌نام به چه اطلاعاتی نیاز دارند و کدام بخش‌های مسیر برایشان دشوار است. این مشکلات نباید صرفاً بر اساس تصور تیم طراحی، واقعی و فراگیر فرض شوند.

نتیجه این مرحله باید تعریف روشنی از مسئله و نیازهایی باشد که قرار است در ادامه برای آن‌ها راه‌حل طراحی شود.

 

۲. تعیین هدف و طراحی مسیر کاربر

پس از شناخت مسئله، باید مشخص کنیم کاربر قرار است چه کاری انجام دهد و برای رسیدن به نتیجه از چه مراحلی عبور کند.

برای این منظور می‌توان یک جریان کاربر (User Flow) ترسیم کرد. جریان کاربر نشان می‌دهد فرد از کجا شروع می‌کند، در هر مرحله چه انتخابی دارد و چگونه به هدف موردنظر می‌رسد.

برای مثال، در طراحی مسیر ثبت‌نام یک دوره، می‌توان مراحل کلی را به این صورت در نظر گرفت:

مشاهده اطلاعات دوره ← بررسی تناسب دوره با نیاز کاربر ← انتخاب ثبت‌نام ← تکمیل اطلاعات ضروری ← دریافت نتیجه ثبت‌نام

این مسیر فعلاً یک پیشنهاد طراحی است، نه مسیری که موفقیت آن با کاربران واقعی تأیید شده باشد.

ترسیم چنین جریانی کمک می‌کند پیش از طراحی ظاهر صفحات، درباره ترتیب مراحل، اطلاعات موردنیاز و تصمیم‌هایی که کاربر باید بگیرد، فکر کنیم.

 

۳. ایده‌پردازی و طراحی ساختار اولیه

وقتی مسئله و مسیر کاربر مشخص شد، نوبت به بررسی راه‌حل‌های ممکن می‌رسد. در این مرحله بهتر است به اولین ایده اکتفا نکنیم و چند روش برای نمایش اطلاعات یا ساده‌تر کردن مراحل تعامل در نظر بگیریم.

برای مثال، می‌توان بررسی کرد که آیا اطلاعات پیش‌نیاز دوره بهتر است در ابتدای صفحه قرار بگیرند یا در بخشی مستقل، نزدیک توضیحات آموزشی نمایش داده شوند. انتخاب نهایی باید با هدف کاربر، محدودیت‌های پروژه و شواهد موجود هماهنگ باشد.

یکی از ابزارهای مفید در این مرحله، وایرفریم (Wireframe) است؛ طرحی ساده که جایگاه بخش‌های اصلی صفحه و ارتباط آن‌ها را بدون تمرکز بر جزئیات بصری نشان می‌دهد. وایرفریم را می‌توان روی کاغذ یا با ابزارهای طراحی ترسیم کرد.

در این مرحله، توجه اصلی به ساختار محتوا، ترتیب عناصر و مسیر تعامل است؛ نه انتخاب رنگ نهایی، تصاویر تزئینی یا جزئیات گرافیکی.

 

۴. ساخت نمونه اولیه و ارزیابی طرح

پس از مشخص شدن ساختار، می‌توان نمونه اولیه یا پروتوتایپ (Prototype) ساخت تا ایده طراحی پیش از پیاده‌سازی کامل بررسی شود. این نمونه بسته به هدف ارزیابی ممکن است بسیار ساده باشد یا امکان کلیک و جابه‌جایی میان چند صفحه را فراهم کند.

سپس می‌توان از افراد متناسب با مخاطبان هدف خواست وظیفه مشخصی را با نمونه انجام دهند. برای مثال، بدون راهنمایی مستقیم طراح، یک دوره مناسب را پیدا کنند و تا مرحله ثبت‌نام پیش بروند.

در چنین ارزیابی‌ای باید به رفتار کاربران توجه کرد: آیا مسیر را پیدا می‌کنند؟ در چه نقطه‌ای مکث می‌کنند؟ آیا اطلاعات یا کنترل‌های مهم را نادیده می‌گیرند؟

هدف از ارزیابی، تأیید کردن ایده طراح نیست؛ بلکه شناسایی بخش‌هایی است که ممکن است مانع انجام کار شوند. البته تا زمانی که ارزیابی واقعی انجام نشده، نمی‌توان درباره رفتار کاربران یا موفقیت طرح نتیجه قطعی گرفت.

 

۵. اصلاح طراحی و بررسی دوباره نتیجه

یافته‌های ارزیابی به تیم کمک می‌کنند تصمیم بگیرد کدام بخش‌های طراحی باید تغییر کنند. گاهی اصلاح متن یک دکمه کافی است و گاهی لازم می‌شود ترتیب اطلاعات یا بخشی از مسیر کاربر بازنگری شود.

برای مثال، اگر در یک ارزیابی واقعی مشخص شود شرکت‌کنندگان متناسب با مخاطب هدف، شرایط ثبت‌نام را پیدا نمی‌کنند، می‌توان جایگاه یا نحوه ارائه این اطلاعات را اصلاح کرد و طرح جدید را دوباره بررسی کرد.

این فرایند پس از پیاده‌سازی سایت نیز می‌تواند ادامه پیدا کند. بازخورد کاربران، بررسی مشکلات گزارش‌شده و ارزیابی نسخه‌های بعدی به شناسایی نیازهای تازه یا مشکلات حل‌نشده کمک می‌کنند.

بنابراین، طراحی UX با تحویل یک طرح زیبا یا انتشار صفحه به پایان نمی‌رسد. معیار اصلی، مناسب بودن راه‌حل برای نیاز واقعی کاربران است؛ موضوعی که باید با شواهد مرتبط بررسی شود، نه صرفاً با نظر شخصی طراح.

 

 

مثال کاربردی UX؛ از پیدا کردن یک دوره تا مرحله ثبت‌نام

برای اینکه ببینیم تجربه کاربری چگونه بر انجام یک کار واقعی تأثیر می‌گذارد، یک سایت آموزشی فرضی را در نظر بگیرید. کاربری وارد این سایت می‌شود تا دوره مناسبی برای یادگیری طراحی صفحات وب پیدا کند و در آن ثبت‌نام کند.

در نگاه اول، ممکن است تصور کنیم کافی است صفحه دوره ظاهر مناسبی داشته باشد و دکمه ثبت‌نام به‌وضوح دیده شود. اما از دید UX، باید مسیر کامل کاربر را بررسی کنیم؛ از لحظه‌ای که به دنبال دوره می‌گردد تا زمانی که اطلاعات لازم را به دست می‌آورد و ثبت‌نام خود را تکمیل می‌کند.

در ادامه، با یک سناریوی فرضی بررسی می‌کنیم که چه مشکلاتی ممکن است در این مسیر ایجاد شوند و چگونه می‌توان ساختار آن را بهبود داد.

 

هدف کاربر و مسیر مورد انتظار چیست؟

فرض کنید کاربر با HTML آشنایی مقدماتی دارد و به دنبال دوره‌ای است که بتواند با کمک آن، طراحی صفحات وب را یاد بگیرد. او هنوز نمی‌داند کدام دوره برای سطح دانشش مناسب‌تر است؛ بنابراین پیش از ثبت‌نام باید بتواند سرفصل‌ها، پیش‌نیازها، شیوه آموزش و هزینه دوره را بررسی کند.

برای این کار، مسیر پیشنهادی زیر را در نظر می‌گیریم:

ورود به دسته دوره‌های طراحی وب ← پیدا کردن دوره مرتبط ← بررسی اطلاعات و پیش‌نیازها ← تصمیم برای ثبت‌نام ← تکمیل مراحل ثبت‌نام ← دریافت تأییدیه

هر مرحله باید به کاربر کمک کند تصمیم بعدی خود را بگیرد. برای مثال، در صفحه فهرست دوره‌ها باید بتواند گزینه‌های مرتبط را پیدا کند و در صفحه معرفی هر دوره نیز به اطلاعاتی دسترسی داشته باشد که برای انتخاب آگاهانه نیاز دارد.

نکته مهم این است که هدف کاربر صرفاً کلیک روی دکمه ثبت‌نام نیست. او می‌خواهد دوره مناسبی انتخاب کند و با آگاهی از شرایط آن ثبت‌نام کند. بنابراین، حتی اگر فرایند ثبت‌نام کوتاه باشد، اما اطلاعات لازم برای انتخاب دوره در دسترس نباشد، ممکن است طراحی پاسخ مناسبی به نیاز او ندهد.

 

در کدام نقطه ممکن است کاربر سردرگم شود؟

حالا فرض کنید سایت آموزشی موردنظر، صفحه‌هایی منظم و دکمه‌هایی با ظاهر مناسب دارد؛ اما در ساختار مسیر آن چند مشکل احتمالی وجود دارد.

مشکل اول: پیدا کردن دوره مناسب دشوار است.

کاربر وارد فهرست دوره‌ها می‌شود، اما نمی‌تواند آن‌ها را بر اساس موضوع یا سطح آموزشی به‌خوبی از یکدیگر تشخیص دهد. برای مقایسه گزینه‌ها مجبور است چندین صفحه را باز کند و اطلاعات هر دوره را جداگانه بخواند.

در چنین شرایطی، مشکل احتمالی فقط ظاهر کارت‌های دوره نیست؛ بلکه نحوه دسته‌بندی و ارائه اطلاعات نیز باید بررسی شود.

مشکل دوم: اطلاعات مهم در زمان مناسب نمایش داده نمی‌شوند.

کاربر دوره‌ای را انتخاب می‌کند و وارد صفحه معرفی آن می‌شود. توضیحات دوره در دسترس هستند، اما پیش‌نیازها در انتهای صفحه قرار گرفته‌اند و شرایط پرداخت نیز تا مراحل بعدی ثبت‌نام مشخص نمی‌شود.

این ساختار ممکن است باعث شود فرد پیش از دستیابی به اطلاعات ضروری، برای ثبت‌نام اقدام کند. در نتیجه، ترتیب ارائه اطلاعات با تصمیمی که کاربر باید بگیرد هماهنگ نیست.

مشکل سوم: ادامه مسیر برای کاربر روشن نیست.

پس از انتخاب دکمه ثبت‌نام، صفحه‌ای برای ایجاد حساب کاربری نمایش داده می‌شود؛ اما مشخص نیست که آیا ساخت حساب بخشی از فرایند ثبت‌نام است یا کاربر به قسمت دیگری از سایت منتقل شده است.

اگر در این مرحله راهنمای کافی وجود نداشته باشد، کاربر ممکن است درباره ادامه مسیر یا نتیجه اقدام خود دچار ابهام شود.

این موارد مشکلات احتمالی در یک طراحی فرضی هستند، نه یافته‌های یک آزمون واقعی. برای اینکه بفهمیم کاربران واقعاً در کدام مرحله با مشکل روبه‌رو می‌شوند، به بررسی رفتار و بازخورد آن‌ها نیاز داریم.

 

چه اصلاح ساختاری می‌توان پیشنهاد داد؟

برای بهبود این مسیر، بهتر است به‌جای تغییر دادن رنگ‌ها یا طراحی دوباره تمام صفحه‌ها، ابتدا رابطه میان اطلاعات و مراحل انجام کار را بررسی کنیم.

در فهرست دوره‌ها می‌توان موضوع، سطح آموزشی و توضیح کوتاهی درباره هر دوره ارائه کرد تا کاربر پیش از ورود به صفحه جزئیات، گزینه‌های مرتبط را بهتر تشخیص دهد.

در صفحه معرفی دوره نیز بهتر است اطلاعات ضروری برای تصمیم‌گیری، مانند پیش‌نیازها، سرفصل‌ها، شیوه برگزاری و شرایط ثبت‌نام، با عنوان‌های روشن و در جایگاهی قابل‌دسترسی قرار بگیرند. البته ترتیب دقیق این بخش‌ها باید با توجه به نیاز مخاطبان و اهمیت اطلاعات برای آن‌ها تعیین شود.

در مرحله ثبت‌نام، اگر ایجاد حساب کاربری ضروری است، می‌توان پیش از نمایش فرم توضیح کوتاهی درباره دلیل این مرحله و اتفاق بعدی ارائه کرد. پس از تکمیل ثبت‌نام نیز باید نتیجه اقدام کاربر به‌وضوح مشخص شود.

با این اصلاحات، مسیر پیشنهادی سایت از نظر ساختار اطلاعات و ترتیب مراحل روشن‌تر می‌شود؛ بااین‌حال، هنوز نمی‌توان نتیجه گرفت که تجربه کاربران واقعاً بهتر شده است. این موضوع باید در ارزیابی طراحی بررسی شود.

این مثال نشان می‌دهد که بهبود تجربه کاربری همیشه به معنای تغییر ظاهر صفحه نیست؛ گاهی مسئله اصلی در ترتیب اطلاعات، ارتباط بخش‌ها و مسیری است که کاربر برای رسیدن به هدف خود طی می‌کند.

 

 

چگونه مشکلات تجربه کاربری را تشخیص دهیم و نتیجه اصلاح را ارزیابی کنیم؟

برای تشخیص مشکلات تجربه کاربری، تنها بررسی ظاهر صفحات یا شمارش کلیک‌ها کافی نیست. باید مشخص شود کاربر قصد انجام چه کاری را دارد، در کدام مرحله با مانع روبه‌رو می‌شود و چه شواهدی درباره دلیل احتمالی آن وجود دارد.

برای مثال، اگر افراد فرایند ثبت‌نام یک دوره را نیمه‌کاره رها کنند، نمی‌توان بلافاصله نتیجه گرفت که فرم ثبت‌نام پیچیده است. شاید هزینه دوره با انتظار آن‌ها هماهنگ نباشد، اطلاعات مهم را پیدا نکرده باشند یا با یک خطای فنی مواجه شده باشند. بنابراین، اولین قدم در بررسی UX، جدا کردن مشکل مشاهده‌شده از علت احتمالی آن است.

 

هدف کاربر و معیار موفقیت را مشخص کنید

پیش از ارزیابی یک صفحه، باید بدانیم کاربر قرار است چه وظیفه‌ای انجام دهد و از کجا متوجه می‌شویم به هدف خود رسیده است.

برای مثال، در همان سایت آموزشی فرضی، می‌توان این وظیفه را تعریف کرد:

«فرض کنید با مبانی HTML آشنا هستید و می‌خواهید دوره‌ای برای یادگیری طراحی صفحات وب پیدا کنید. بررسی کنید کدام دوره با سطح دانش شما متناسب است، شرایط ثبت‌نام آن چیست و چگونه می‌توانید وارد مرحله ثبت‌نام شوید.»

در این سناریو، تنها پیدا کردن دکمه ثبت‌نام نشانه موفقیت نیست. کاربر باید بتواند دوره مرتبط را شناسایی کند، اطلاعات لازم برای تصمیم‌گیری را به دست آورد و مسیر ثبت‌نام را پیدا کند.

برای ارزیابی این وظیفه می‌توان چند نشانه مشخص در نظر گرفت: آیا کاربر توانسته دوره مناسب را پیدا کند؟ آیا پیش‌نیازها و شرایط ثبت‌نام را درست تشخیص داده است؟ آیا بدون راهنمایی مستقیم توانسته به مرحله موردنظر برسد؟

این پرسش‌ها کمک می‌کنند ارزیابی بر انجام وظیفه متمرکز بماند، نه صرفاً بر اینکه کاربر ظاهر سایت را می‌پسندد یا خیر.

 

مشکل مشاهده‌شده را از علت احتمالی آن جدا کنید

فرض کنید هنگام بررسی یک صفحه، متوجه می‌شویم کاربر دکمه ادامه ثبت‌نام را انتخاب نمی‌کند. این رفتار به‌تنهایی نشان نمی‌دهد مشکل دقیقاً کجاست.

ممکن است دکمه به‌اندازه کافی قابل‌تشخیص نباشد؛ در این صورت باید ویژگی‌های رابط کاربری را بررسی کنیم. احتمال دیگر این است که کاربر دکمه را می‌بیند، اما نمی‌داند با انتخاب آن وارد چه مرحله‌ای می‌شود. همچنین ممکن است هنوز درباره مناسب بودن دوره تصمیم نگرفته باشد و به اطلاعات بیشتری نیاز داشته باشد.

هرکدام از این احتمال‌ها به بررسی متفاوتی نیاز دارند:

نشانهفرضیه احتمالیشواهد موردنیاز
کاربر دکمه را پیدا نمی‌کنددکمه به‌اندازه کافی قابل‌تشخیص نیست.مشاهده نحوه جست‌وجوی دکمه و بررسی ارائه بصری آن
کاربر دکمه را می‌بیند، اما انتخاب نمی‌کندنتیجه انتخاب دکمه برای او روشن نیست.بررسی برداشت کاربر از متن دکمه و مرحله بعد
کاربر پیش از ثبت‌نام به صفحات قبلی برمی‌گرددممکن است هنوز اطلاعات لازم برای تصمیم‌گیری را پیدا نکرده باشد.مشاهده مسیر بازگشت و بررسی اطلاعاتی که جست‌وجو می‌کند

موارد این جدول فرضیه‌های آموزشی هستند و مشاهده واقعی کاربران محسوب نمی‌شوند. ممکن است برای یک رفتار چند علت هم‌زمان وجود داشته باشد یا بررسی‌ها فرضیه اولیه را تأیید نکنند.

تفاوت مهم ارزیابی UX با حدس زدن درباره طراحی همین است: ابتدا نشانه را ثبت می‌کنیم، سپس برای بررسی علت احتمالی آن به دنبال شواهد می‌رویم.

 

برای بررسی مشکلات از چه شواهدی استفاده کنیم؟

یکی از راه‌های شناخت موانع تعامل، مشاهده کاربران هنگام انجام وظایف مشخص است. در آزمون کاربردپذیری (Usability Testing)، از شرکت‌کنندگان متناسب با مخاطبان هدف خواسته می‌شود وظایفی را در سایت یا نمونه اولیه انجام دهند و پژوهشگر رفتار و بازخورد آن‌ها را بررسی می‌کند.

هنگام مشاهده می‌توان مواردی مانند مرحله توقف، انتخاب مسیر اشتباه، درخواست راهنمایی یا مشکل در تکمیل وظیفه را ثبت کرد. پرسش‌های خنثی نیز کمک می‌کنند برداشت کاربر روشن‌تر شود، بدون اینکه پاسخ خاصی به او القا شود.

برای ثبت منظم مشاهدات می‌توان از یک فرم ساده با این فیلدها استفاده کرد:

  • وظیفه کاربر: چه کاری قرار است انجام شود؟
  • نتیجه انجام وظیفه: موفق، ناموفق یا نیمه‌تمام؟
  • رفتار مشاهده‌شده: کاربر در کدام مرحله چه اقدامی انجام داده است؟
  • بازخورد کاربر: چه ابهام یا مشکلی را بیان کرده است؟
  • فرضیه و اقدام پیشنهادی: چه علتی باید بررسی شود و چه اصلاحی می‌تواند مناسب باشد؟

این فرم فقط قالبی برای ثبت اطلاعات است و تا زمانی که بررسی واقعی انجام نشده، نباید خانه‌های آن با یافته‌های ساختگی پر شوند.

علاوه بر مشاهده کاربران، داده‌های تحلیلی سایت نیز می‌توانند به شناسایی نقاط نیازمند بررسی کمک کنند. برای مثال، اگر داده‌های معتبر نشان دهند خروج کاربران در مرحله مشخصی از ثبت‌نام بیشتر است، می‌توان همان مرحله را دقیق‌تر بررسی کرد. بااین‌حال، آمار خروج به‌تنهایی علت مشکل یا نامناسب بودن طراحی را ثابت نمی‌کند.

 

چگونه بفهمیم اصلاح طراحی نتیجه داده است؟

پس از شناسایی یک مشکل احتمالی و اعمال اصلاح، باید بررسی کنیم آیا تغییر انجام‌شده واقعاً به بهبود تجربه کاربر کمک کرده است یا خیر.

برای مثال، فرض کنید بر اساس شواهد، ترتیب نمایش اطلاعات یک دوره را تغییر داده‌ایم تا پیش‌نیازها و شرایط ثبت‌نام راحت‌تر پیدا شوند. اکنون می‌توان همان وظیفه را با نسخه اصلاح‌شده بررسی کرد و دید آیا کاربران هدف اطلاعات موردنیاز را درست‌تر و با دشواری کمتری پیدا می‌کنند.

بسته به هدف ارزیابی، معیارهایی مانند موفقیت در انجام وظیفه، زمان لازم برای تکمیل آن، خطاهای رخ‌داده و بازخورد کاربران می‌توانند مفید باشند. اگر هدف مقایسه دو نسخه است، باید شرایط بررسی و تعریف موفقیت تا حد امکان قابل‌مقایسه باشند.

همچنین، یک مشاهده محدود یا کاهش زمان انجام کار برای یک نفر به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که طراحی جدید برای همه کاربران بهتر است. نتیجه‌گیری باید با روش ارزیابی، تعداد و ویژگی‌های شرکت‌کنندگان و کیفیت شواهد تناسب داشته باشد.

در نهایت، هدف از ارزیابی UX پیدا کردن مقصر یا اثبات درست بودن تصمیم طراح نیست؛ بلکه شناخت مانع واقعی، انتخاب اصلاح متناسب با آن و بررسی اثر تغییر بر توانایی کاربر برای رسیدن به هدفش است.

برای تمرین، یک صفحه وب را انتخاب کنید که وظیفه مشخصی مانند ثبت‌نام یا ارسال فرم دارد. مسیر انجام کار را بررسی کنید و یک مانع احتمالی پیدا کنید. سپس مشخص کنید این مانع به کدام بخش از رابط یا مسیر تعامل مربوط است، چه شواهدی برای بررسی آن نیاز دارید و از کجا می‌توانید بفهمید اصلاح پیشنهادی مؤثر بوده است.

اگر بتوانید میان آنچه در صفحه می‌بینید، آنچه درباره علت مشکل حدس می‌زنید و آنچه واقعاً با شواهد مشخص شده است تفاوت بگذارید، یک گام مهم در ارزیابی تجربه کاربری برداشته‌اید.

 

جمع‌بندی

در طراحی تجربه کاربری، پرسش اصلی فقط این نیست که یک صفحه چقدر زیبا یا منظم به نظر می‌رسد؛ مهم‌تر این است که کاربر برای رسیدن به هدفش چه مسیری را طی می‌کند، در کدام مرحله ممکن است با مانع روبه‌رو شود و چه برداشتی از این تعامل داشته باشد. به همین دلیل، طراحی UX نیازمند توجه هم‌زمان به نیاز کاربران، ساختار اطلاعات، کیفیت تعامل و شواهد حاصل از ارزیابی است.

برای به‌کارگیری این نگاه، می‌توانید از یک صفحه ساده شروع کنید. وظیفه مشخصی مانند پیدا کردن یک دوره آموزشی و رسیدن به مرحله ثبت‌نام را انتخاب کنید، مسیر انجام آن را بنویسید و یک مانع احتمالی را شناسایی کنید. سپس مشخص کنید برای بررسی علت آن به چه شواهدی نیاز دارید و چگونه می‌توانید نتیجه اصلاح پیشنهادی را ارزیابی کنید.

با این روش، به‌جای تغییر دادن ظاهر صفحه بر اساس حدس و سلیقه، تصمیم‌های طراحی را به مسئله‌ای مشخص و قابل‌بررسی مرتبط می‌کنید.

سوالات متداول

خیر. برای شروع یادگیری UX لازم نیست به یک نرم‌افزار طراحی مسلط باشید. شناخت نیاز کاربر، تعریف مسئله، بررسی مسیر انجام وظایف و ترسیم ساختار اولیه را حتی می‌توان با کاغذ و قلم انجام داد. ابزارهایی مانند فیگما در مراحل طراحی و ساخت نمونه اولیه مفید هستند، اما آشنایی با ابزار به‌تنهایی جای شناخت کاربران و تصمیم‌گیری درست درباره تجربه آن‌ها را نمی‌گیرد.

بله. پیش از پیاده‌سازی یا انتشار سایت می‌توان با استفاده از وایرفریم‌ها و نمونه‌های اولیه، بخش‌هایی از مسیر تعامل را بررسی کرد. برای مثال، می‌توان از کاربران هدف خواست در یک پروتوتایپ، دوره مشخصی را پیدا کنند و وارد مرحله ثبت‌نام شوند. البته نتایج چنین ارزیابی‌ای به قابلیت‌ها و محدودیت‌های نمونه بستگی دارد و لزوماً تمام مشکلاتی را که هنگام استفاده از سایت واقعی رخ می‌دهند، آشکار نمی‌کند.

چقدر این پست مفید بود؟

با یک کلیک، صدای خود را به گوش ما برسانید!

میانگین امتیاز کاربران / 5. تعداد نظر:

اولین باشید! نظر شما اهمیت دارد!

متاسفیم این پست برای شما مفید نبود.

اجازه دهید این پست را بهتر کنیم!

به ما بگویید چگونه می‌توانیم بهتر شویم!

ابوالفضل عنایتی - Abolfazl Enayati - bitamooz - بیت آموز

ابوالفضل عنایتی

بنیان‌گذار بیت‌آموز، طراح سایت وردپرس و مدرس طراحی وب

ابوالفضل عنایتی، بنیان‌گذار بیت‌آموز و مدرس طراحی وب است و از سال ۱۳۹۶ در حوزه تکنولوژی شروع و در حال حاضر در زمینه طراحی سایت، وردپرس، سئو و آموزش مهارت‌های وب فعالیت می‌کند. تمرکز او در بیت‌آموز بر تولید آموزش‌های کاربردی و پروژه‌محور برای ورود حرفه‌ای به دنیای وب است.

نظرات کاربران۰

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.

سبد خرید شما
سبد خرید شما